just laugh

Welcome to my weblog

 

                      

                        Myspace Comments - Hello Kitty

+ نوشته شده در  ساعت 15:25  توسط Ailin  | 

daghighan

ترول های خفن جدید و خنده دار 93,معلم زمان ما و الان

+ نوشته شده در  ساعت 14:16  توسط Ailin  | 

؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  ساعت 16:58  توسط Ailin  | 

خیییییییلی جالبه!!!!!!

گوشه هر دو چشم خود رو بکشید اگه چیزی دیدید به افتخارش ... نظر بدید!؟

+ نوشته شده در  ساعت 16:57  توسط Ailin  | 

wow.....

+ نوشته شده در  ساعت 16:55  توسط Ailin  | 

بخند........

+ نوشته شده در  ساعت 16:54  توسط Ailin  | 

راستشو بگو...........

+ نوشته شده در  ساعت 18:1  توسط Ailin  | 

تا حالا تو اینجور شرایطی قرار گرفتی............

عکسهای داغ روز (110 عکس)
+ نوشته شده در  ساعت 17:40  توسط Ailin  | 

حتما جواب بده.....

+ نوشته شده در  ساعت 17:33  توسط Ailin  | 

عجب جایی زندگی میکنن!

خانه ی جاستین بیبر!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 0:32  توسط Ailin  | 

تا حالا دقت کردی!

+ نوشته شده در  ساعت 15:38  توسط Ailin  | 

توجه توجه

 
بچه ها میخوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم ولی قول بدید که به راهنمایی هایی که داده شده عمل کنید:
.
.
.
.
.
.
قول دادین ها!!!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
1.باید یه حرف مهمی رو بهت بگم، به شماره 5 نگاه کن
2.برای دونستن جواب شماره 11 رو نگاه کن
3.لازم نیست ناراحت بشی، شماره 15 رو نگاه کن
4.آروم باش، ناراحت نشو، شماره 13 رو نگاه کن
5.اول شماره 2 رو نگاه کن
6.اینقد عصبی نباش،شماره 12 رو نگاه کن
7.میخواستم بگم که خیلی دوستتون دارم. !!
8.چیزی که من میخوام بگه اینه که.... باید 14 رو ببینی
9.یه کم تحمل داشته باش، شماره 4 نگاه کن
10.برای بار آخر ، به شماره 7 نگاه کن
11.امیدورام که خیلی ناراحت نشده باشی، 6 رو ببین
12. معذرت میخوام،ولی باید 8 رو نگاه کنی
13.ناراحت نشو دیگه، 10 رو نگاه کن
14.نمیدونم چه جوری بهت بگم، ولی باید 3 رو نگاه کنی
15.حتما خیلی ناراحت شدی، ولی ناراحت نباش، به شماره 9 نگاه کن....



+ نوشته شده در  ساعت 15:30  توسط Ailin  | 

امان از دست این معلمای مزاحم!

+ نوشته شده در  ساعت 15:27  توسط Ailin  | 

چی بگم والا......

http://s3.picofile.com/file/7508245478/trol_3ali3_36_.jpg
+ نوشته شده در  ساعت 15:24  توسط Ailin  | 

عجب!

7vvu1UHcTx.jpg
+ نوشته شده در  ساعت 15:18  توسط Ailin  | 

ته بد بختی

امتحان!!!
+ نوشته شده در  ساعت 15:14  توسط Ailin  | 

عکسهای جالب و دیدنی

بدو برو ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 15:24  توسط Ailin  | 

دختر ها روز قبل از عروسیشون!

+ نوشته شده در  ساعت 15:38  توسط Ailin  | 

عاقبت زرنگی

 

 

یه مرد انگلیسی نشسته بود داشت تلویزیون تماشا میکرد که یهو مرگ اومد پیشش !

مرگ گفت : الان نوبت تو رسیده که ببرمت !

مرده که یکم ٱشفته شده بود گفت: داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بزار واسه بعداً ...

مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامه ست ! طبق لیست من الان نوبت توئه

مرده گفت : حداقل بزار یه شربت بیارم خستگیت در بره ؛ بعدش جونمو بگیر...

مرگ قبول کرد و مرده رفت تا شربت بیاره ! توی شربت دو تا قرص خواب آور خیلی قوی ریخت !

مرگ وقتی شربت رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت ...

مرده طی مدتی که مرگ خواب بود لیستو برداشت و اسمشو از اول لیست پاک کرد و آخر لیست نوشت و منتظر شد تا مرگ بیدار شه

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی ، خستگیم در رفت ! منم بخاطر این محبتت بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم

+ نوشته شده در  ساعت 18:34  توسط Ailin  | 

پیرمرد و دخترش

 

 


خدمتکار پیر، با ناله می‌گفت: ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست

با وجود این همه بدبختی، نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده

و چشم تنها دخترم را «چپ» آفریده است؟! دخترم همه چیز را دو تا می‌بیند.

ارباب پرخاش کرد و گفت: سیاه بخت! چهل سال است نان مرا زهر مار می‌کنی!

مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟!

خدمتکار گفت: چرا ارباب می‌بینم ... اما ... چیزی که هست،

دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌ها را «دوتا» می‌بیند

 ولی دختر من، این همه بدبختی را ... 

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:33  توسط Ailin  | 

لطفا جار نزنید

 

شبی سه نفر دستگير میشن و در نهايت ناباوري به اعدام روی صندلی الکتریکی محکوم ميشن

نوبت نفر اول میشه که بشینه روی صندلی ، وقتی میشینه میگه : من توی دانشگاه ، رشته الهیات خوندم و به قدرت بی پایان خدا اعتقاد دارم ؛ میدونم که خدا نمیذاره آدم بیگناه مجازات بشه کلید برق رو میزنن، ولی هیچ اتفاقی نمیفته ؛ به بی گناهیش ایمان میارن و آزادش میکنن.

نفر دوم میشینه روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه، حقوق خوندم ؛ به عدالت خدا ایمان دارم و میدونم واسه آدم بی گناه اتفاقی نمیفته، کلید برق رو میزنن و هیچ اتفاقی نمیفته ؛ به بی گناهی اون هم ایمان میارن و آزادش میکنن .

نفر سوم میاد روی صندلی و میگه : من توی دانشگاه، رشته برق خوندم و به شما میگم که وقتی این دو تا کابل به هم وصل نباشن هیچ برقی وصل نمیشه به صندلی!! مسوولين زندان مشكل رو ميفهمن و موفق به اعدام فرد ميشن...

نتيجه اخلاقی: لازم نيست همیشه راه حل مشكلات رو جار بزنید!

+ نوشته شده در  ساعت 18:27  توسط Ailin  | 

تست واقع بینی

اين تست ميزان واقع بيني شما را نسبت به مسائل پيرامون مي سنجد
  

 بعد از خواندن متن  ، به  5 سوال زیر با  3  گزینه درست ، " غلط "  و  " نمیدانم " پاسخ دهید

شخصی در حالی که تفنگی به همراه داشت وارد مغازه شد و موجودی گاو صندوق را از مغازه دار  جویا شد و پولی را در حالی که خیلی خشمگین و عصبانی بود از مغازه دار گرفت و با سرعت خارج شد

 یک - مرد خشمگین و عصبانی بود
دو - دزد خشمگین از مغازه دار پولی را گرفت
سه - دزد علاوه بر پول ، جواهرات هم میخواست
چهار - آن فرد توانست با تهدید ، پول را از مغازه دار بگیرد
پنج - مغازه دار از ترس اینکه با تفنگ کشته شود پول ها را به او داد
 
پاسخ در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 18:43  توسط Ailin  | 

فرق بین اتاق ودسکتاب دختروپسرا

 
 
+ نوشته شده در  ساعت 14:38  توسط Ailin  | 

عجب شیرجه ای!

+ نوشته شده در  ساعت 14:36  توسط Ailin  | 

یه سوال مخصوص تیزهوشان؟!؟!

 


یه سوال مخصوص تیز هوشان

 

به عکس نگاه کنید وسعی کنید شخص موجود در عکس را پیداکنید


فقط ۱۲۰ ثانیه (۲ دقیقه) بیشتر ادامه ندهید زیرا تیز هوش نیستید

 

.
.
.
.

جواب پایین صفحه است


:چند بار سعی کنید قبل ازاینکه جواب را ببینید

.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
نتونستی پیداش کنی؟
.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.
اشکال نداره،رفته زیر آب.

اومد بیرون،خبرت میکنم

+ نوشته شده در  ساعت 14:34  توسط Ailin  | 

داستان جالب

 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …

یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت
وجود ندارند!!!

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن
به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!

یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهایت رو بشکنی!!!

سپس فرد بی سوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد

+ نوشته شده در  ساعت 12:56  توسط Ailin  | 

کدوم موقعیت بدتر است؟


+ نوشته شده در  ساعت 12:50  توسط Ailin  | 

عکس متحرک برج های دوقلوی امریکا


+ نوشته شده در  ساعت 12:49  توسط Ailin  | 

نسل آینده رو باش !


+ نوشته شده در  ساعت 12:47  توسط Ailin  | 

عجب!

+ نوشته شده در  ساعت 12:43  توسط Ailin  | 

مطالب قدیمی‌تر